مادرم...سلام.. نامه ای را که بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتم در سکوتی زیبا آب برد... من خدا را نقاشی کردم مادر...خدا به شکل بوسه های تو بر پیشانی من بود...مادرم...ای زیباترین احساس...

تو در جان منی من غم ندارم

 تو ایمان منی من کم ندارم

 اگر درمان تویی دردم فزون باد

 وگر معشوقه ای سهمم جنون باد

 تویی تنها تویی تو علت من

تو بخشاینده ا ی بی منت من

 صدایم کن صدای تو ترانه ا ست

 کلامت آیه هایی عاشقانه است

 تو را من سجده سجده می پرستم

 که سر بر خاک بر زانو نشستم ............... مادرمن...............  مــــامــــان قشنگم روزت مبــــارکــــ 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
 

سال جدید... سال ۹۱ .......... من همیشه عدد یک و ۹ رو دوست داشتم... جالبه که نمره دیکته ۱۹ رو بیشتر از ۲۰ دوست داشتم... طوری که بعضی وقتها عمدا" یه کلمه رو جا می انداختم تا ۱۹ بشم...اما با یه غلط پیش بینی نشده دیگه ۱۸ یا ۱۷ می گرفتم... بگذریم..خلاصه اینکه  عدد ۹۱ رو هم دوست دارم و فکر می کنم امسال سال خیلی خاصیه... مطمئنم که تحولات زندگیم خیلی بیشتر از سالای دیگه است و به همین دلیل با هیجان منتظر لحظه های خوب می مونم

 نیمه اول تعطیلات عید خیلی  عارفانه  گذشت  و اما نیمه دوم عید ۹۱ رو هم با خونواده نازنین و مهربونم  شیراز و اصفهان رو گشتیم...البته اونقدر جمعیت یا به قولی گردشگر  تو این شهرا بودن که از مسافرت در ایام عید توبه کردیم... اما روی هم رفته خیلی خوش گذشت و تونستیم دیدار کوتاهی از تخت جمشید و پاسارگاد و ۳۳ پل و منار جنبون و .......... داشته باشیم

حافظیه و سعدیه اونقدر شلوغ بود که فقط از دور عرض ادب شد.... راستش هنوزم تو این فکرم که جدا" دلیل این همه مسافرت تو ایام عید چیه؟! بعد اگه وضعیت اقتصادی بده ملت چرا این قدر مسافرت می کنن؟؟  اصلا" رابطه اقتصاد و مسافرت چیه؟!! من که به این نتیجه رسیدم مسافرت ربطی به وضعیت اقتصادی نداره و شاید تنها تفریح سالمی باشه که ما ایرانی ها بهش دسترسی راحتی داریم........

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

زندگی منشوری است در حرکت دوار.... این تیتر یکی از سریالای ژاپنی همیشه تو ذهن من تکرار می شد ولی هیچوقت نتونسته بودم  منشور بودن زندگی رو درک کنم .... حالا خیلی چیزا تغییر کرده و سالها از اون زمان گذشته .....جدا" روزگار  چه سرنوشتی رو برای آدما رقم می زنه... دقیقا" همون چیزی رو برات رقم می زنه که تو هیچ دین و آیینی نمی گنجه......

این حرکت دوار منشور زندگی سرنوشت من رو به سرنوشت عزیزی از دوردست ها گره زد و ما پا در مسیری گذاشتیم که قطعا" روزهای بسیار هیجان انگیز و پر خاطره ای رو خواهیم داشت

بازم این دنیا برای چندمین بار من رو به حیرت انداخت...........خوشبختی همه آرزوی منه..... آرششششششششش .....خیلی خوشحالم تو رو دارم... هم سفر لحظه هایم باش در این شهر پر آشوب

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

کسی بی خبر آمد،مرا دست خودم داد

کسی مثل خودم غم ،کسی مثل خودم شاد

کسی مثل پرستو در اندیشه ی پرواز

کسی بسته و آزاد اسیر قفسی باز

 کسی خنده کسی غم کسی شادی و ماتم

کسی ساده کسی صاف کسی در هم و برهم

کسی پر ز ترانه کسی مثل خودم لال

کسی سرخ و رسیده کسی سبز و کسی کال

کسی مثل تو ای دوست! مرا یک شبه رویاند

کسی مرثیه آورد برای دل من خواند

من از خواب پریدم،شدم یک غزل زرد

و یک شاعر غمگین مرا زمزمه می کرد

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

امروز یکی از دوستام ایمیلی برام فرستاده بود که حاوی چند تا نکته بود .....

 اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم.

 سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود.

 صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود،

 نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود.

 همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ...

 اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد!

 يادم هست با تما فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود.

 همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود.

 امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند و هرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا...

و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم.

مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! ويسكي گيرمان نيايد چي!؟ اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است.

ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي خانه سينما، بسته شدن مطبوعات و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانيم! ...

مي شود كتابها نوشت...

خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم.

هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش!

قحطي امروز قحطي انسانيت است

قحطي همدلي

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
امروز  خیلی تلاش کردم درباره  اتفاقات و ظلم هایی که از گوشه کنار به گوشم می رسه و حتی از نزدیک می بینم بنویسم...  چند بار نوشتم و ویرایش کردم که جاییش به کسی و گروهی برنخوره....آخرشم  نتونستم اینجا چیزی در موردش بنویسم... آخه این چه وبلاگیه که دست از پا خطا کنی درش تخته می شه ( البته خطا از دید بعضیا) ....

 ارزش داره... بعد  به این نتیجه می رسی که مگه ما روزنامه نگار و خبرنگار نشدیم که صادق باشیم و حقایق رو بگیم ...پس ترس از چی داریم که خفه خون گرفتیم...

این روزا خیلی با خودم درگیرم و فکر می کنم در قبال همه اتفاقات اطرافم من هم سهمی دارم  ولی محکوم به ننوشتنم....

از بسته شدن رسانه مون حدود دو ماه می گذره و هنوز خبری از رفع توقیف روزنامه اعتماد نیست... ناامیدی تو نگاه  تک تک آدمای اطرافم موج می زنه و کاری هم از دستمون بر نمی یاد... مشکلات عینی و اجتماعی یه طرف !! مسائل روحی و روانی حاکم بر جامعه کوچک رسانه ای هم در طرف دیگه زجرآور شده...

دیدن غم اطرافیان و حکایت های تلخ شون از استبداد خیلی نگران کننده است.شنیدن ماجرای نامردمی ها روح ات رو آزار می ده و تو حتی در وبلاگت هم باید سکوت کنی....

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 رییس اتحادیه صادرکنندگان میوه:

ما فریاد زیر آب هستیم

 ستاره بختیاری

روزنامه آرمان -  کافی است کشاورز باشی و تولیدکننده  میوه و تره بار تا مفهوم واردات بی رویه را تا عمق وجودت حس کنی و شاهد تبدیل  کشتزارها و باغات مرکبات به زمینهای بایر و ویلاهای اعیان نشین باشی! دلت خون شود و صدایت را هم کسی نشنود. کافی است صادرکننده میوه و گل باشی تا هر روز بی مهریها را به جان بخری و هر سال با قصه تکراری کمبود گوجه فرنگی و وفور سیب زمینی باشی. به واقع کافی است فقط و فقط  شهروند ایرانی باشی تا ذره ذره نابودی محصولات  و تولیدات داخلی باشی و به جای انگور تاکستان ؛ انگور آفریقایی نوش جان کنی و توت فرنگی چینی و موز و نارنگی پاکستان و لیموی ترکیه را در سبدت بگذاری!!! اینها فقط گوشه کوچکی از دغدغه امروز کشاورزان و باغداران و صادرکنندگان است که در میزگرد روزنامه آرمان  با دو تن از اعضای  هیات مدیره اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان میوه و ترهبار و گل و گیاه ؛ سید رضا نورانی  رییس و مختار مهدیزاده عضو هیات مدیره مطرح  شده است . انتقادها و گله مندیهایی که هرگز  در ساختمان به مزایده گذاشته شده کشاورزی جایی نداشته و ندارد!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

شاه کلید؛ در تولید گره خورد

ارزیابی عضو کارگروه تحول اقتصادی از اجرای هدفمندی یارانه ها :

فاصله طبقاتی کمتر شده و عدالت اجتماعی بیشتر!!

 ستاره بختیاری ـ اصول گرایی که روزگاری به همراه تیم میرکاظمی؛ وزیر بازرگانی و نفت سابق به جمع دولتمردان دولت نهم پیوست در همان سالها  تئوری های بازمانده از طرح هدفمندی یارانه ها در دوره های گذشته را مورد کنکاش قرار داد و از دل آن طرحی دهن پرکن با نام طرح تحول اقتصادی در هفت محور بیرون آمد. تئوری هایی که زمینه رشد و پله ترقی او و هم تیمی هایش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی و معاونت برنامه ریزی  وزارت بازرگانی سابق را در پی داشت. پله هایی که وی را به معاونت برنامه ریزی و سپس هم به عضویت هیات امنای صندوق توسعه ملی درآورد و شمس الدین حسینی را روانه توپخانه کرد.

http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_phocadownload&view=category&id=251:2011-12-11-11-27-02


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |
ساواش عزیزم.... از من دلگیر نشو

می دونم که خیلی وقته سراغت نیومدم... خبر نداری تو این مدت چیا که بهم نگذشته... چه دلهره ها و دلمشغولی هایی که نداشتم...حتما" اینم می دونی که خیلی از چیزارو اینجا هم نمی تونم بنویسم . می دونی اصلا" این روزا همش شرمندم...دوستانم که خیلی وقته باهاشون تماس نداشتمُ تماس می گیرن و از بی معرفتی من می گن...قبول ...تسلیم...من خیلی شرمندم..هیچ حرفی ندارم بهشون بگم...تو می دونی من چرا اینجوری شدم؟

ساواش خوبم...حتما" توام شنیدی که روزناممون رو تو یه شب سرد پاییزی توقیف کردن...از اون موقع به بعد خیلی دلگیرم...افسرده ام...بی قرارم...دلشوره دارم.. نگرانم...

تو این مدت که از تو دور بودم چند نفر جدید وارد زندگی کاریم شدن ... خیلی چیزایی سری .و پر رمزو راز رو  پی بردم...راستش شاید به همین دلیل هم بود که یه مدت مغزم هنگیده بود... خیلی می ترسم و نگرانم... نه اشتباه نکن.. از جونم نمی ترسم واسه آینده خیلی نگرانم و می ترسم...

راستی با یه عزیزی هم آشنا شدم که سرآغاز تحول بزرگی برام بود ... یه مسیر جدید که افق روشنی هم داره ژیش روم باز شده...امیدوارم!

تو این مدت مشغول فیس بوک هم بودم.. مدام مرثیه سرایی راجع به روزناممون...الهی سقط بشه این دادستان !!! و این چیزا دیگه.... تا شاید دلمون خنک شه...

 خب اینم بدون که اعتیادم به روزنامه و خبر رو هرگز ترک نمی کنم و بازم تو این دوره رکود رفتم سراغ روزنامه های آرمان و شرق و همشهری اقتصادی و مطبوعه های دیگه....

اوه....حرف زیاده ...ولی من خسته ام...بازم می یام

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

دستكاري نرخ ارز ارزش پول ملي را كاهش داد

ستاره بختياري

ببر خفته در بيشه سرمايه با خروج بخشي از سرمايه‌هاي بورس تكان خورده و در صورت بيدار شدن سيلي از نقدينگي سرگردان غيرمولد و ويرانگر نفس اقتصاد را به شماره خواهد انداخت. بازار 150هزار ميليارد توماني سرمايه بيش از دو ميليون و 90هزار نفر سهامدار حقيقي دارد كه بين 10 تا 15درصد از ارزش بازار بورس را در اختيار دارند. از ابتداي امسال تلاش شد بخش زيادي از نقدينگي كه نزديك به 300هزار ميليارد تومان برآورد مي‌شود، به سمت بازار سرمايه هدايت شود؛ اما به نظر مي‌آيد كه با وجود افزايش قابل توجه حجم نقدينگي در كشور، بازار سهام هم در جذب پول‌هاي سرگردان موفق نبوده‌اند؛ و بخش عمده‌يي از اين پول‌ها در بازار‌هاي سكه، ارز و طلا سرازير شد و موجبات افزايش شديد قيمت‌ها و ايجاد حباب در آنها را فراهم كرد. بررسي عملكرد 7ماه اخير بورس نشان مي‌دهد كه عمده سرمايه‌گذاران حقيقي و حقوقي با زيان‌ مواجه شده‌‌اند و البته گزارش مهرماه وضع سرمايه‌گذاري در بورس هم از خروج حدود 117 ميليارد تومان سرمايه از گردونه سهام بورس حكايت دارد كه بايد نگران سرنوشت اين پول‌ها در اقتصاد باشيم.

http://www.etemaad.ir/Released/90-08-09/133.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |
نمایشگاه مطبوعات امسال هم مظلوم بود. داخل نمایشگاه که می شی فرق رسانه های دولت رو با رسانه های بخش خصوصی رو می فهمی. رسانه های نزدیک به دولت با غرفه های شیک و پیک و آراسته و رسانه های غیر وابسته یا تهتر بگیم منتقد در انتهای سالن و یک گوشه  با غرفه کوچیک!!

اهالی رسانه هم  مثل قبل ..البته بی رمق تر نظاره گر وقایع و اتفاقاتی اند که ممکنه در روزهای باقیمانده نمایشگاه  پیش بیاد اما آنچه مسلمه اینه که  رسانه ها هیچ قدرتی تو این مملکت ندارن و این به معنی بروز اختلاس های 3 هزار میلیاردی دیگری است که در راهند.

چند ساعتی که غرفه اعتماد بودم استاد فریدون صدیقی  اومد و کلی درباره دلایل افت رسانه ها و  گزارش نویسی و فنون جدید روزنامه نگاری برامون حرف زد.

خیلی استفاده کردم ؛ استاد رو مطالعه جنبی  و  بلعیدن رمان واسه روزنامه نگار تاکید داشت  و آسیب شناسی می کرد ولی با این نوع خبرنگاری و روزنامه نگاری ..بعدم با این ترافیک و البته درآمد کم و هزارتا مشکل کوفتی دیگه  چقدر وقت واسه مطالعه آزاد داریم. وقتی هر روز باید مطلب داشته باشی ...اینکه روزنامه نگاری حرفه ای نیست....

امسال یه چند تا غرفه جدید  هم تو نمایشگاه تجهیزات خبرنگاری و عکاسی  می فروختن و یه سری سایتهای سیاسی  و هرزه نگارها و یلو ژورنالا ن هم  حضور داشتن. تقریبا" همه رسانه ها بودن... شایدم نبودن!!

در کل حس غریبی بود... غرفه ایسنا هم واسم عجیب بود. اون سالایی که ما تو ایسنا بودیم  غرفه ایسنا خیلی ساده بود اما امسال  ول خرجی کرده بود و یه صفایی به برو روی غرفه اش داده بود....


+ نوشته شده توسط در و ساعت |
ریفاينانس بانك مركزي براي شكست فضاي سوداگرانه ارز

5 ميليارد دلار اعتبار بانكي به تجار واردكننده اختصاص يافت

گروه اقتصادي| ستاره بختياري

تب بازار نرخ ارز بالاگرفته و نبض آن به دست دلالان افتاده است؛ در اين ميان بانك مركزي هر از چند گاهي خودي نشان مي‌دهد و فتيله نوسانات ارز را بالا و پايين مي‌كشد. بانك مركزي و سيستم بانكي متاثر از فضاي تحريم و فشارهاي داخلي ناشي از اختلاس به دنبال راه‌هاي برون رفت از تنگناها و محدوديت‌هاست و اخيرا هم روي نرخ ارز و استفاده از ابزار پولي و مالي دست گذاشته تا شايد با وارد آوردن شوك به اين بازار سيستم بانكي را از بن بست ناخواسته خارج كند. از همين رو نيز بهمني معاونان خود را براي آماده‌سازي افكار عمومي آماده كرده و سكوت چندين ماهه بانك مركزي را شكسته است.

http://www.etemaad.ir/Released/90-08-05/150.htm



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

رايزني براي جلوگيري از تولد اتاق كشاورزي

ستاره بختياري

دعواي اتاق كشاورزي و بازرگاني سابقه طولاني بين اتاق ايران و بخش كشاورزي دارد و به دوره وزارت محمود حجتي و رياست علينقي خاموشي در اتاق ايران بازمي‌گردد. در آن زمان موضوع از اين قرار بود كه جمعي از فعالان تشكلي بخش كشاورزي قصد تشكيل اتاق كشاورزي را داشتند اما در برابر مخالفت‌ها و نفوذ خاموشي كاري از پيش نبردند و طرح آنها نيز به بايگاني رفت اما انتقاد از سهم اندك بخش كشاورزي از اتاق ايران در دولت نهم و دهم بيشتر شد و اسكندري وزير كشاورزي كابينه نهم حتي تا مدت‌هاي طولاني حاضر به معرفي نماينده خود به اتاق تهران نبود؛ اين كشمكش‌ها ادامه داشت تا زمانيكه وزير جهاد كشاورزي از معرفي دو نماينده خود به هيات نمايندگان اتاق تهران و ايران خودداري كرد و از سهم نداشتن بخش كشاورزي در اتاق ايران اظهار گله‌مندي كرد. از آن روز تاكنون اختلاف نظر خليليان و اتاق تهران بر سر تعداد كرسي‌هاي كشاورزي پررنگ‌تر و به گره كوري تبديل شد.

http://www.etemaad.ir/Released/90-08-05/133.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

برنامه چهارم دور خورد، پنجم در پیچ است

دخل و خرج های چند سال اخیر دولت نشان می دهد که دولت به جز مورد یارانه ها استقراض بودجه ای نداشته و بخش عمده استقراض های آن بیشتر به تسهیلات تکلیفی، یارانه ای و طرح های زودبازده ؛ البته با فشار به بانکها ؛بازمی گردد. همه اتفاقات هم ریشه در این دارد که اوج افق دولت هایی که بر روی کار می آیند همین چند سالی است که قدرت را در دست دارند و به به فکر بعد از خودشان نیستند. نکته تاسف بار اینکه تاکنون رقمی از بدهی ها و استقراض های دولت ها اعلام نشده و این موضوع شفاف نیست.

شاید هم کسی به این فکر نکرده بود که با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت از خلاء نبود نظارت استفاده کرده و به سهولت ارقام را جابجا می کند؛ درواقع هرچه بخواهد بدون مشکل مصوبه هزینه می کند و رقم هزینه هایش هم بسیار هم بیش از ظرفیت های درآمدی نفت 100 دلاری خواهد بود. در این میان مجلس هم از قدرت کافی برای استفاده از ابزارهای نظارتی و ایستادگی در برابر خواسته های دولت را ندارد و نمی تواند دولت را در برابر بودجه و قوانین برنامه های توسعه ای پنج ساله پاسخگو کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

گفت‌و‌گوبا عضو هيات امناي صندوق توسعه ملي؛

سهام بنگاه هاي خارجي را مي خريم

ستاره بختياري

صندوق توسعه ملي و پول‌هايي كه در اين صندوق جمع شده و نزد بانك مركزي است؛ توجه خيلي‌ها را به خود معطوف كرده و چشم طمع برخي‌هم به دنبال دلارهاي رنگارنگ و دلفريب اين صندوق است. عده‌يي هم نقشه‌هايي براي پول‌هاي بي‌زبان اين صندوق در سر دارند تا شايد كم و كاستي‌ها و كسري‌هاي دستگاه مربوطه را با برداشت از اين دلارها جبران كنند. تا پيش از بحث برنامه پنجم توسعه و بعد هم اصرار بر تشكيل صندوقي مستحكم با درهاي فولادي غيرقابل نفوذگفته مي شد كه از دلارهاي نفتي حساب ذخيره ارزي پولي باقي نمانده و كفگير به ته ديگ خورده است! حال چند ماهي است كه دوباره به فكر جمع كردن دلار افتاده‌ايم تا براي نسل آينده گنجينه‌يي از پول طلاي سياه به يادگار بگذاريم. صندوقي ساخته‌‌شده و اركاني مشخص شده است و براي تسهيلات آن نظام‌نامه‌يي هم مصوب شده است. اما هر دم از اين باغ بري مي‌رسد؛ يك روز مي‌گويند موجودي 10 ميليارد دلار شده، روز ديگر مي‌شنويم موجودي 22 ميليارد دلار است؛ روزي به گوش مي‌رسد كه دولت آرزوهايي براي دلارها دارد و روز ديگر اختصاص منابع به طرح‌هاي مسكن مهر و زودبازده و بحث‌هايي از اين دست...! به راستي اين صندوق قلكي براي نسل‌هاي بعدي است يا حياط خلوتي براي دولت تا كسري‌هايش را پوشش دهد؟ حياط‌خلوتي كه انتقاداتي را نيز در روش استفاده و نوع رويكرد به آن در پي داشته‌است. محمود دودانگه، معاون برنامه‌ريزي و امور اقتصادي سابق وزارت بازرگاني سابق كه يكي از اعضاي دولتي هيات نمايندگان اتاق بازرگاني تهران نيز است كه به عنوان يكي از اعضاي هيات عامل صندوق توسعه ملي چند ماهي است كه به جمع هيات امنا پيوسته است، به برخي دغدغه‌ها پاسخ داد.

http://www.etemaad.ir/Released/90-07-30/133.htm

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

تب اختلاس همه رو گرفته ..اما بیچاره این مردم ما که همشون متخصص نیستن بدونن چه خبر شده! فقط تو کوچه بازار می گن که کلی پول غیب شده و رفته تو جیب یه عده که خدا می دونه کی ان. یکی از دوستام که تقریبا" دیگه اوستای اختلاس شده این فرآیند رو به زبون ساده واسه همه توضیح داده. البته اگه خدا یاری کنه ممکنه همین روزام یه اختلاس  جدید رو روکنه...چی بگم والا هر دم از این باغ بری می رسد....

" اين روزها خيلي‌ها از اختلاس 3000 ميليارد توماني صحبت مي‌كنند. اما به نظر مي‌رسد اغلب آنها دقيقا نمي‌دانند چه اتفاقي افتاده‌است. براي اينكه  كمكي به شناخت مساله كرده باشم  مجموعه اطلاعاتي كه از موضوع دارم  را تلاش مي‌كنم به زبان ساده اما خلاصه توضيح بدهم شايد به درد کسانیكه علاقمندند اطلاعات دقيق‌تري داشته باشند بخورد. "

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

 وزیر اقتصاد بر سر دو راهی

کرسی وزارت یا بهمنی

گروه اقتصادي| ستاره بختياری ميانه راه دولت نهم بود كه مديركلي از وزارت بازرگاني به عنوان وزير پيشنهادي وزارت اقتصاد و امور دارايي از سوي احمدي‌نژاد به ساختمان بهارستان آمد و بعد هم ساكن توپخانه شد. حالا وي با پرچالش‌ترين بحران بانكي تاريخ اقتصاد ايران مواجه شده است و بر سر دوراهي حذف و انتخاب قرار گرفته است.شمس‌الدين حسيني درس‌خوانده دكتراي اقتصاد دانشگاه آزاد از سال 74 به مدت سه سال مدير كل حوزه رياست سازمان برنامه و بودجه كشور بود و شايد كمتر كسي باور مي‌كرد كه روزگاري ورق برگردد و ‌هماي وزارت بر شانه وي بنشيند. اما با ورود سيدمسعود ميركاظمي به عنوان وزير بازرگاني تحليل‌هاي اقتصادي حسيني مورد توجه ساختمان پاستور قرار گرفت.ميركاظمي، وزير اسبق بازرگاني براي نخستين بار پاي حسيني را به جمع دولتمردان نهم باز كرد و اينگونه بود كه شمس‌الدين در سال 86 به عنوان مدير كل مطالعات اقتصادي وزارت بازرگاني وزير را در نشست‌ها و جلسات اقتصادي دولت همراهي مي‌كرد.

در همين گير و دار بود كه بحث اختلاف‌نظر رييس دولت نهم با دانش‌جعفري و طهماسب مظاهري بر سر موضوع بانك‌ها و اجراي نرم‌افزاري كه بتوان از طريق آن گيرندگان وام‌هاي كلان را شناسايي و رديابي كرد قوت گرفت.

در همين اثنا دعواي مديريت سيستم بانكي و ايجاد تحول در اين سيستم كار را به جايي رساند كه علاوه بر دانش‌جعفري، طهماسب مظاهري و بسياري از مديران عامل بانك‌ها نيز بركنار شده يا استعفا دادند.

در همين ايام بود كه صمصامي از تيم دولت نهم به سرپرستي وزارت اقتصاد منصوب شد و با اينكه سرپرستي وي شش ماه به طول انجاميد هيچ گاه حكم وزارت نگرفت.

از سويي شمس‌الدين حسيني روابط خود را با پاستور محكم‌تر از قبل پيش مي‌برد بطوري كه در ديدارهايش با احمدي‌نژاد، موضوع اجراي طرح تحول اقتصادي را مطرح و نقشه‌هايي كه براي اقتصاد كشور در سر داشت را بيان كرد و مهر تاييد وزارت خود را از رييس جمهور دريافت و پس از اعلام اجراي طرح تحول اقتصادي از سوي احمدي‌نژاد در مردادماه براي كسب راي اعتماد به مجلس معرفي شد.

حسيني از سوي مجلسي‌ها هم با اقبال مواجه شد و برعكس ساير وزرا، ساختمان بهارستان وي را بدون هيچ مخالفي به عنوان وزير اقتصادبلد مورد تاييد قرار داد كه اين تاييد در دولت دهم نيز تكرار شد.

وي پس از محكم كردن پايه‌هاي حضور خود در دولت نهم، استاد خود دكتر پژويان را نيز وارد تيم دولت كرد اما در وزارت اقتصاد هيچ معاون يا كارمندي را تغيير نداد.

نگاهي به چگونگي بركناري دانش‌جعفري و طهماسب مظاهري هم حكايت از آن دارد در زماني كه صمصامي سرپرستي وزارت اقتصاد را بر عهده داشت، نرم‌افزاري در دست طراحي بود كه بر مبناي آن اطلاعات گيرندگان وام‌هاي كلان قابل دسترسي مي‌شد. اما نكته حساس در آنجا بود كه اين نرم‌افزار براي اجرا آماده نبود و همين امر بهانه‌يي براي اختلاف‌نظر طهماسب مظاهري رييس كل وقت بانك مركزي با صمصامي شد.

اين اتفاقات در زماني مي‌افتاد كه رييس دولت نهم در سخنراني‌ها و اظهارنظرهايش عملكرد بانك‌ها را به باد انتقاد مي‌گرفت.

 

شايد به جرات بتوان ادعا کرد که سيدشمس‌الدين حسيني کسي به جز پورمحمدي و محمدرضا فرزين را در اين وزارتخانه تغيير نداد. به گفته اطرافيانش وي اهل تشکيل تيم و تيم‌بازي نيست و خيلي سخت دست به تغيير مي‌زند. اکنون و با وقوع اختلاس تاريخي در سيستم بانکي کشور وي از سوي مجلس براي برکناري بهمني تحت فشار قرار دارد.

به طوري که حميدرضا فولادگر رييس کميته اصل 44 مجلس شوراي اسلامي كه يکي از 15 امضاکننده طرح استيضاح از وزير اقتصاد است، به فارس گفته اگر شمس‌الدين حسيني، بهمني را برکنار کند، دست از استيضاح وي خواهيم کشيد.

حال اينکه آيا وزير اقتصاد در برابر خواسته نمايندگان سر تسليم فرود مي‌آورد يا خير، سوالي است که در چند روز آينده مشخص مي‌شود. اما نکته اينجاست که طي چند ماه اخير نيز وزير اقتصاد در خصوص نرخ سکه و ارز تذکراتي را به بهمني داده بود.

وي در همايش سياست‌هاي پولي و بانکي که ارديبهشت امسال برگزار شد، اعلام کرده بود کشور براي ارز دونرخي هزينه‌هاي بسياري تحميل کرده و بانک مرکزي بايد به سرعت بازار دونرخي را بشکند و در جايي ديگر هم از محمود بهمني خواسته بود براي شکستن حباب سکه به سرعت اقدام کند، دستوري که تا به امروز اجرايي نشده است.

با وجود هشدارهايي که وزير اقتصاد به بهمني مي‌داد، اما زمان طولاني براي شکستن ناقص اين حباب سپري شد.

اما محمود بهمني که اختلاس عجيب سه هزار ميلياردي در زمان رياست وي بر بانک مرکزي رخ داده است؛ درس‌خوانده اقتصاد و مديريت بازرگاني است و پيش از آنکه بر کرسي رييس کلي بنشيند، دبيرکل بانک مرکزي در زمان رياست طهماسب مظاهري بود. وي در نشستي که چهار صبح يکي از روزهاي پاياني سال 86 به رياست احمدي‌نژاد در قم برگزار شده بود، در جمع مديران بانک‌هاي کشور و وزير اقتصاد در واکنش به توصيه‌هاي رييس‌جمهور خطاب به احمدي‌نژاد گفته بود: آقاي دکتر شما مثل پدر براي ما هستيد؛ البته نه پدر سني! در دولت پدر ما هستيد و بنده از طرف همه قول مي‌دهم که توصيه‌ها اجرايي مي‌شوند.

بسياري همين اظهار لطف بهمني در جلسه معروف مديران بانک با رييس جمهوررا در رييس کلي بانک مرکزي وي موثر مي‌دانند.

حال که وي پس از سال‌ها حضور در بانک مرکزي با اختلاس بزرگي در سيستم بانکي مواجه شده است، روي لبه تيغ قرار گرفته و هر لحظه امکان برکناري وي از سوي وزير اقتصاد وجود دارد. بايد منتظر ماند و ديد که آيا پرونده اختلاس با برکناري بهمني بسته مي‌شود يا شمس‌الدين براي حفظ خود با شرط مجلس براي برکناري بهمني کنار مي‌آيد.

http://www.etemaad.ir/Released/90-07-14/150.htm

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
 
 
 
 

 

دوئل دولت با صنايع غذايي

رقم 20 هزار ميليارد تومان گردش مالي سالانه براي صنعت غذا رقم قابل ملاحظه و جذابي در صنعت به حساب مي‌آيد. طبيعتا اين حجم از گردش مالي سهم قابل ملاحظه‌يي هم از مصرف انرژي صنعت را به خود اختصاص مي‌دهد. از سويي هم يكي از اثرات هدفمندي يارانه‌ها تاثير مستقيم روي قيمت تمام شده است كه قابل اندازه‌گيري است و دومين تاثير آن روي هزينه‌هاي حمل و نقل است كه به نوعي هزينه‌ها را افزايش مي‌دهد و سومين اثر بحث اثر تركيبي افزايش قيمت كالاها روي هم است كه در حال حاضر قابل اندازه‌گيري نيست. در ميان هياهوي هدفمندي يارانه‌ها حرف صنايع غذايي‌ اين است كه تاب برخوردهاي تعزيراتي را نداريم و قيمت‌ها بايد بر پايه بازار آزاد تعيين شود. پرچمدار دعواي قيمت تمام‌شده دولتي‌ها و صنعتي‌ها نيز اتاق بازرگاني‌است؛ به هر حال اين دعوا از ديرباز هم مطرح بوده اما با اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها نخ نما شده و در كنار ساير عوامل به نظر مي‌آيد كه مديران را عصبي مي كند! شايد هم مديريت را رها كرده و مشكلات قبلي خود را هم به اين موضوع مي‌چسبانند. شايد هم به واقع در حال ورشكستگي‌اند! اما آنچه مسلم است تا به حال خبر مستدل يا آماري مبني بر بسته شدن و ورشكسته شدن منتشر نشده و تشكلي هم اين ادعا را طرح نكرده است. به بورس صنايع غذايي در مولوي، اعدام و محمديه تهران مي‌رويم اما خبري از كاهش توليدات نيست و هر چه مي‌شنوي از گراني است و گراني! واسطه‌ها و بنكداران مواد غذايي از برندهاي مطرح و غيرمطرح صحبت به ميان مي‌آورند كه ورشكست شده‌اند يا از «بهروزي» كه فروخته شد و چين‌چيني كه پرپر شد. براستي ورشكستگي اين برندها چرا و چگونه رقم خورد؟ آيا واقعا در اثر هدفمندي بوده يا اينكه ورشكستگي پروسه‌يي بس زمان بر بوده و حرف يك سال و دو سال نيست. مي‌گويند صنعت غذا 8درصد كل انرژي كشور را مصرف مي‌كند كه 7درصد از اين انرژي در صنايع تبديلي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و حدود 70درصد همين انرژي در صنعت قند و شكر، 14درصد در صنايع روغن‌‌كشي و 4درصد در صنايع لبني است. بنابراين به سادگي مي‌توان دريافت كه اگر قرار است صنعتي ورشكست شده و ضرر و زيان كند طبيعتا بايد از بين روغن‌كشي‌ها يا قند و شكر‌ي‌ها يا لبنياتي‌ها باشد. اما مي‌بينيم كه اينگونه نيست و واقعيت چيز ديگري مي‌گويد. پس علت جنجال بخش‌هاي ديگر صنعت غذا چيست كه مدام گله مي‌كنند و غر مي‌زنند كه تعيين قيمت تمام‌شده بايد دست خودمان باشد و ديگر بس!نظارت بر بازار و قيمت‌ها از سوي اصناف تجربه موفقي نبود و به نظر مي‌رسد كه بدنه كارشناسي بخش خصوصي با وجود تشكل‌هاي ضعيف براي مديريت بحث قيمت‌گذاري در شرايط فعلي نيز همانند بازرسي و نظارت، مهيا نيست اما مذاكرات با سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان براي كسب اين امتياز ادامه دارد. در سوي ديگر مي‌بينيم كه با بررسي‌هاي آماري و تحليل داده‌هاي موجود؛ اطلاعاتي استخراج مي‌شود كه بسيار حايز اهميت است. صنعت غذاي كشور 5 درصد كل گاز مصرفي، 5/9درصد نفت كوره و 2/4درصد كل گازوييل را مصرف مي‌كند، با اين احتساب صنعت غذا 8/5درصد كل مصرف انرژي صنعت را به خود اختصاص داده است. اما با همه اين تفاسير قيمت انرژي در قيمت تمام‌شده تاثير بالايي ندارد كه نياز به افزايش قيمت را بالا ببرد. نكته قابل توجه افزايش قيمت مواد اوليه توليدي محصول نهايي در صنايع تبديلي است كه به نظر مي‌رسد راه‌حلي هم ندارد. مگر اينكه دولت بخواهد با ادامه سيستم پرداخت يارانه به كشاورزان وضع را همانند سابق حفظ كند. در اين شرايط پاسخگويي به اين سوال كه صاحبان صنايع غذايي با حذف يارانه‌هاي انرژي و افزايش قيمت تمام شده محصولات خود چه خواهند كرد، اندكي دشوار به نظر مي‌رسد، چراكه توليدكنندگان از يك طرف با افزايش هزينه‌هاي توليد و رشد قيمت تمام‌شده مواجه بوده و براي جبران هزينه‌هاي خود مجبور به افزايش قيمت فروش محصولات خواهند بود و از طرفي سيگنال‌هاي دريافتي از بازار نشان مي‌دهد كه احتمالا افزايش قيمت‌هاي محصولات غذايي منجر به كاهش مصرف و در نتيجه كاهش فروش كارخانجات توليدي خواهد شد كه مي‌توان گفت اينجاست كه مي‌گوييم صنعت به بن‌بست مي‌رسد. آيا راه چاره در اين است كه بگذاريم ضعيف‌تر‌ها از دور خارج شوند؟ البته ناگفته‌نماند كه برخي آمار و ارقام ارائه شد، از بهره وري واحدهاي صنايع غذايي هم قابل توجه است كه در اين گزارش بخشي از آمارها مسأله را قابل تأمل مي كند.

 
 
http://www.etemaad.ir/Released/90-07-12/133.htm#183262
+ نوشته شده توسط در و ساعت |
مصاحبه جدید با یک کمی سانسور   معاون سابق از پشت پرده ها سخن گفت: ابر و باد و مه و خورشید مقصرند

این گفت و گو رو  واسه اقتصاد سبز گرفته بودم  اما به صفحه بندی نرسید.. منم دادم خبر آنلاین...فکر کنم حالا  تو چند جا منتشر می شه...لینک پایین

http://khabaronline.ir/news-172586.aspx

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
بر اساس دستور صادره از شعبه نهم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه، روزنامه روزگار از روز دوشنبه 14 شهریور ماه به مدت دو ماه توقیف شد.

....... به اتهام تبلیغ علیه نظام و انتشار مسایل محرمانه کشور ....!

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
دیروز عصر با یه معاون وزیری که تازگی ها داغ پست معاونتو رو دلش گذاشتن یه قرار مصاحبه  داشتم...این همون معاون وزیری بود که به حراست اش دستور اکید داده بود که یه مدت طولانی من رو از جلوی در ورودی  به داخل راه ندن...حالا بماند که تو این مدت واسه اینکه بفهمونم من  اگه از در رام ندن از پنجره می یام تو.. چند بار رفتم و گردو خاک کردم..

ولی دیروز که رودر روم نشست و کلی احترامم کرد بیشتر لجم گرفت و بهش گفتم که نشون به اون نشونی که...حالا پوستت رو می کنم...بهش گفتم  دیدین  آقای ...

از شوخی گذشته مصاحبه تنش داری بود و اگه بشه کاملش رو جایی منتشر کرد..بدون سانسور حتما" جنجالی می شه...از اون مهمتر سووالای رک و تندی بود که ازش  با بدجنسی پرسیدم...مثلا" با اینکه می دونستم استعفا داده واسه حرف دراووردن ازش ...پرسیدم آقای ...چرا برکنار شدید؟ مگه خطایی از شما سر زده بود؟  شوک.... از این ور اونور شنیدیم که بحث اختلاسم بوده؟..شوک

بعد از جمع و جور کردن خودش پرسید؟ شما  قصد دارین مارو بکشین؟.... والی آخر ....

ولی خدایی انتقام این شکلی خیلی می چسبه...

 

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
جدیدا" بعضی از این آقازاده های مسوول مملکتی هر گندکاری که می خوان انجام بدن..مثال فرنگستان و می زنن و ادعا می کنن که چون مثلا" فلان  کشور اروپایی و آمریکایی این کارو کرده پس ما هم باید انجام بدیم...

این طرز تفکر همیشه یه سری مزایا و معایب داشته که اینجا مجالی برای بیان نیست... تو این روزام که بحث شارژی شدن کنتورای آب و در واقع پیش خرید آب خیلی داغ شده و داره تو تهران اجرایی می شه... نکته اصلی اینجاست که آخه فرنگستانتون تو حلقم .. ای بمیرید همتون..ما چی مون شبیه اروپاست که حالا مثلا" کنتور شارژیمون مثل اروپایی باشه!!!

"استفاده از کنتورهاي شارژي در اروپا مرسوم شده است"....این حرفه یکی از مخ طلاهای این مملکت ماست . . درستم به همین دلیل می خوان آبی که شما هنوز نخوردینش رو پولشو مثلا" یک ماه قبل از جیبتون بکشن بیرون...

قضیه از این قراره که شما مرحمت می کنین ۳۰۰ هزار تومان اول از همه واسه هزینه خرید کنتور که البته اجباری خواهد بود کنار می گذاری ...در مرحله دوم هزینه نصب و اینها ...بعد هم هر دفعه مثلا" یه بشکه آب لازم داشتی ...زحمت می کشی تشریفتون رو می برید به شرکت آب فاضلاب محلتون  تو صف شارژ کنتورتون وای می ایستی تا حالت جا بیاد... مفت خوردین خوابیدن فکر کردین خونه خاله است نه جونم اینجا ایران اروپاییه و شما هم حتما" داری حقوق یورویی می گیری و رو نمی کنی

حالا ما واقعا" قراره اروپایی بشیم....؟

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
دیروز بعد مصاحبه خیلی عالی که داشتم به سمت خونه راه افتادم ..مسیرمو کج کردم که برم دنبال یکی از دوستام تو ایسنا. از فخر رازی که راه افتادیم  جیغ های وحشتناک یه دختر جوون حدودا" ۲۰ ساله بدجوری دلم رو سوزوند... حالا بماند که از دور که دیدمش یه لحظه به نظرم اومد یکی از همکارای رسانه ای باشه و یه مردی هم نشسته بود و جلوی دهن دختره رو گرفته بود که ناله نکنه..ماهم به نیت کمک نگه داشتیم و سراسیمه رفتیم بالا سرشون... موضوع از این قرار بود که خانم جوون موقع پیاده شدن از ماشین  ...پای چپ اش به جای قرار گرفتن رو آسفالت خیابون لای نرده پل  یکی از این پارکینگ های شخصی گیر کرده و چرخیده بود... خیلی بد بود دخترک بدبخت نه می تونست بشینه  ..نه می تونست پاشو تکون بده ... بعد این وسط آقایی که همراش بود نمی دونم رو چه حسابی از زانوی این خانم گرفته بود و زور می زد که پای بدبخت رو بشکنه.. صدای گریه های دختر بیچاره تقریبا ۲۰ نفری  رو اونجا جمع کرده بود...خلاصه اینکه تا آتیش نشانی پیداش بشه یه راننده تاکسی خواست که دو تا جک بهش بدیم..بعد هم با دو تا جک نرده به اون کلفتی را کج کرد و پای بیچاره با ۱۵ دقیقه عذاب کشیدن آزاد شد و بعد هم همراه خانم محکم دخترک بدبخت رو بدون توجه به اینکه ممکنه پاش شکسته باشه ! جلوی چشم حیرت زده اون همه آدم که واسه کمک اومده بودن پرت کرد تو ماشین ..این وسط جک و آچار خودروی فریبنده بنده هم  کج شد و دیگه به درد نمی خوره... عکس العمل دوست یا برادر و یا شوهر دخترک خیلی برام عجیب و ناراحت کننده بود..اون مرد دیوانه به جای کمک کردن جلوی دهن دخترک رو گرفته بود تا مثلا" کسی جیغش رو نشنوه آخرشم که پرتش کرد تو ماشین بهش تشر زد  که آبرومونو بردی...یعنی من که از دور دیدم واقعا" فکر کردم دعوای زن و شوهر که این روزا خیلی هم زیاد شده...متاسفانه

حالا بماند که خاک بر سر شهرداری و مهندسای شهرداری با این شهرسازی احمقانه.... جدا" چرا اکثریت ما در مواقع حوادث یا اتفاقاتی که واسه عزیزانمون پیش می یاد رفتار درست و منطقی نداریم...حالا چند نفر صدای داد کشیدن یه خانم  از درد شکسته شدن بشنون... چی می شه....من که نمی فهمم

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، ... دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی! باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوات رو داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند... توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد ...در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی يا یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند،متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها! سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری… اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود، آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند....

غریب است دوست داشتن

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی‌رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه‌هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند!

+ نوشته شده توسط در و ساعت |

وضعيت خطرناك درياچه اورميه  زندگي 6 ميليون نفر در اين حوضه آبريز را تهديد مي كند و به همین دلیل هم مردم ارومیه به خیابانها آمدندتا از زادگاه و کیان خود محافظت کنند.

چند روز پیش یکی از نمایندگان مجلس لطف کرده بودن و در مخالفت با اختصاص بودجه برای جلوگیری از خشکسالی  دریاچه ارومیه پشت تریبون رفته و گفته که ما بیایم این پول رو به جای دریاچه بدیم به این کشاورزا که برن یه جای دیگه کشاورزی کنن!!! و سایرین هم حمایت کردن و بودجه تصویب نشده.... خدایی  نماینده مجلس بی عقل تر از این!!!

 اما در مورد در یاچه  ... علت خشكيدن بزرگترين درياچه كشور يعني اورميه، ساخت 40 سد روي 14 رودخانه مهم اين حوضه است كه جلوي آورد 5.5 ميليارد مترمكعب آب به درياچه را گرفته اند. البته در کنار این سدها ِ احداث یک پل شنی  که ارومیه و تبریز را به هم متصل کرده است نیز خشک شدن دریاچه عزیز ارومیه را سرعت داده است.

متاسفانه همه اين سدها بدون هيچ گونه مطالعات نيازسنجي ساخته شده اند.  مثلا سد هاي زرينه رود و سيمينه رود براي دشت هايي آب تامين كردند كه بدون آن سدها نيز اراضي آنها آبي بود و اصلا مشكل كم آبي نداشتند و با شبكه سنتي آبياري مي شدند.  پس از ساخت سد زرينه رود اراضي پائين دست اين سد بشدت زهدار شدند و مطالعاتي براي اين اراضي انجام شد و هزينه بسيار سنگين زهكشي بردوش منابع ملي گذاشته شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در و ساعت |
خودرو
+ نوشته شده توسط در و ساعت |

رولزرویس.......... گران قیمت ترین ماشین تشریفاتی.....

 

 

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
امسال حدودا" ۱۰ سال و هشت ماهه که از زمان انتشار اولین مطلبم  تو مجله جوانان می گذره...هیجان و خوشحالی و حس خوبی که از دیدن اسمم بالای مطلبم بهم دست داده بود هنوز همراهمه.

حسی که من رو به اطمینان رسوند! من عاشق نوشتنم و به دنبال رشته تحصیلی گشتم که منو به مقصودم برسونه .با انتخاب رشته ارتباطات و گرایش روزنامه نگاری و بعد هم رفتن به ایسنا کارم وارد مرحله جدیدی شد و روزای پرهیجان تری رو پشت سر گذاشتم. با احتساب این قانونی که واسه بازنشستگی خبرنگارا گذاشتن در واقع من ۱۰ سال دیگه باید کار کنم اما به لطف دکتر فاتح و دوستان استثمارگرش و البته قبل از اون به لطف سایر استثمارگران فقط ۴ سال و اندی بیمه داریم که اونم معلوم نیست خبرنگاری رد کرده باشن... بگذریم...حدودا" یکسال و اندی هست  که از فضای کار مداوم و یه جورایی میرزا بنویسی شبانه روزی  فاصله گرفتم و  وارد کار مجله و روزنامه شدم و فکر می کنم با همین منوال هم پیش برم...البته اگه مسیر زندگیم رو تغییر ندم...

اما گریزی هم بزنم به این مراسم های افطاری و روز خبرنگار که البته مراسم وزارت بازرگانی در نوع خودش بی نظیر بود. امسال این غضنفری خوش شانس دوباره تونست از مجلس رای بیاره و اینبار وزیر دو تا وزارتخونه بشه. غضنفری روز خبرنگار رو مثل مراسمای عروسی برگزار کرده بود ..تو یه سالن دراز و طویل که علاوه بر خبرنگارای حوزه بازرگانی یه دو جینم دوستای مطبوعاتی و پشت پرده آقای وزیر و یه ایل خدم و حشم و انواع و اقسام پا چه خواران درگاه .....پر بودن و صدای همهمه منگ کننده ای هم سالن رو پر کرده بود..من بیشتر  واسه دیدن دوستای مطبوعاتی رفته بودم اما دریغ...تو اون شلوغی شتر با بارش گم می شد...

جالبتر اینکه جناب وزیر با چندین پاچه خواری که اونو رو دستاشون می بردن...! از دور مثل فاتحان جنگها  به خبرنگاران سری تکون می داد و رد میشد...این بود تقدیر آقای وزیر

........ما هنوز هم خبرنگاریم و اینا همه برامون یه سوژه است! ناکمتر و نا بیشتر

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
این روزا خیلی به گذشته فکر می کنم و حوصله موبایل جواب دادن و خیلی از کارای دیگرو ندارم...مدام نگران اینم که فلان مطلبم به فلان مجله یا روزنامه به موقع برسه یا وقت مصاحبه ام با فرد مورد نظرم انجام بشه... یعنی گستره دغدغه هام رو هر روز کوچیکتر و کوچیکتر می کنم.

به چند ماه ژیشم که نگاه می کنم به خودم حق می دم بعد از اون انتخابات الکی و کجکی بخش خصوصی و رفتن تو دل حاشیه ها ...تا این حد خسته شده باشم...کاش می شد تا ابد خوابید...

+ نوشته شده توسط در و ساعت |
جشن جهانی نوروز در حافظیه سعدآباد برگزار شده!گفته می شه این جشن هشتم فروردین هم در شیراز برگزار شده... اما هیچ عکسی  از این مراسم نیست

در  مورد جشن تهران هم  ...بهتره که سکوت کنیم

.....
+ نوشته شده توسط در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM